خانه » آخرین اخبار » شانزده سال بعد، شعری برای نرگس محمدی

شانزده سال بعد، شعری برای نرگس محمدی

صدانیوز:

پاييز
قاصد زردپوش
بي حضور زنان سرزمينم
غم‌انگيزترين زرد سال است.
نسرين مي‌گويد:
اگر هنوز، درختان حياط همسايه سبز بودند
همين روزها چهل ساله مي‌شدند

به انتظار بهار
تن به آب مي‌دادند
و تن در آب مي‌شستند.
نرگس،
سراغ کودکانش را مي‌گيرد و مي‌پرسد:
کودکانم چند ساله‌اند؟
نمي‌تواند بخندد و با لبخند مي‌پرسد:
شانزده سالِ بعد چند ساله‌اند؟
مي‌گويم خيال کن
در دقايق کوتاه هواخوري،
شادي را خيال کن.
و کودکانت را در خيـــالــت بغل بگير.
هيچ‌کس نمي‌تواند
خيال را از تو بگيرد
و تو را
زماني که دوست نداري،
به زندگيِ در بند برگرداند.
خيال کن
چهارپايه‌هاي پير را خيال کن
چگونه زير پاي مرگ مي‌لغزند
و هيچ‌کس نمي‌داند
پاييز امسال چند ساله‌اند؟
و پاييز سالِ بعد
کدام هست و کدامــــ نه!
فکر کن
به آن‌ها که سال‌ها به پژمردن مريم‌ها مشغول بوده‌اند
و امروز، به چيدن نسرين‌ها مشغول‌اند، فکر کن.
امروز
صداي نسرين
عطر زنان سرزمين من و
فرياد جواني فاطمه است
که در بند پير مي‌شود و
در قلب‌ها پخش مي‌شود.
ما،
با عکس گل‌هاي خوب در باغچه‌هاي‌مان
به خيابان خواهيم رفت
و پاييز،
اين زن زردپوش
شادي را
برعکس هميشه
به خانه‌هايِ‌مان خواهد برد.

منبع ماهنامه خط صلح – رضا اکوانیان
کد: 11/048-16100
photo_2016-11-13_10-48-08

Print Friendly, PDF & Email

مطلب پیشنهادی

سوریه، کردستان و بازی بزرگ شطرنج

صدا نیوز: سرکوب کردها در ترکیه اقتدارگرا و جنایاتی که نسبت به آنان روا گردیده ...

پاسخ دهید